شمس الدين حافظ

312

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

228 - « عكس روى تو » عكس روى تو چو بر آينهء جام افتاد * عارف از خندهء مى در طمعِ خام افتاد حُسن روى تو به يك جلوه كه در آينه كرد * اين همه نقش در آيينهء اوهام افتاد اين همه عكسِ مى و نقشِ مخالف كه نمود * يك فروغِ رخ ساقى است كه در جام افتاد غيرتِ عشق زبانِ همه خاصان ببريد * كز كجا سرِّ غمش در دهنِ عام افتاد من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم * اينم از عهدِ ازل حاصلِ فرجام افتاد چه كند كز پىِ دوران نرود چون پرگار ؟ * هركه در دايرهء گردشِ ايّام افتاد زير شمشير غمش رقص‌كنان بايد رفت * كان كه شد كُشتهء او نيك سرانجام افتاد در خمِ زلفِ تو آويخت دل از چاهِ زنخ * آه كز چاه برون آمد و در دام افتاد آن شد اى خواجه كه در صومعه بازم بينى * كارِ ما با رخ ساقى و لبِ جام افتاد هر دَمَش با من دل‌سوخته لطفى دگرست * اين گدا بين كه چه شايستهء انعام افتاد صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولى * زين ميان حافظِ دل‌سوخته بدنام افتاد * توضيحات : خندهء مى ( نشاط باده ) جام ( ضمير آگاه عارف ) اوهام ( گمان ) كز ( كه از ) دام ( زلف يار ) صومعه ( عبادتگاه ) رقص‌كنان ( شادمان ) هر دمش ( هر نفس وى را ) انعام ( نعمت دادن ) حريف ( همكار ، چابك ) ازل ( ابتدا و آغاز ) فرجام ( عاقبت كار ) معنى بيت ( 5 ) ( من به اختيار خود از مسجد به ميخانهء نيفتادم بلكه اين حال من از ابتدا و آغاز اين‌گونه مقدر بوده است و تقدير ازلى است ) معنى بيت ( 6 ) ( اگر مانند پرگار تابع گردش روزگار نشود چه كند ؟ زيرا قدرتى ندارد كه در پى دوران برود چه هركه به دنيا آمد بايد تابع گردش ايام باشد ) معنى بيت ( 11 ) ( پشمينه‌پوشان در باده‌نوشى چابك و همگى عاشق‌پيشه‌اند ، ولى از اين جمع تنها حافظ جگر سوخته رسواى عشق گرديده است ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - ويژگيهاى جناب‌عالى عبارتند از : مخترع ، حساس ، بىريا ، قابل انعطاف ، با حس ششم قوى ، شيطان و بلا ، مرموز ، حيله‌گر ، سياستمدار ، پر از جاذبه ، اهل كشف ، پوچ‌گرا ، موافق ، برنده ، خسيس ، پرحافظه ، لجباز ، زودرنج . 2 - مدتى است كه دل‌مشغول مىباشيد و مدام شور و غوغا در درون خويش حس مىكنيد و قلبت آرام نمىگيرد و فكر مىكنيد كه به شما ظلم و ستم روا داشته‌اند ، تا اندازه‌اى درست است ولى تماما اين‌چنين نمىباشد زيرا اعمال انسان نتيجه كردار انسان مىباشد و هر كارى بازتاب گذشته و اين دنيا دار مكافات است ، پس غمگين نباشيد ، با اراده اقدام كنيد . 3 - خواجه در بيتهاى 1 و 2 و 3 فرمايد : ( چون عكس جمال تو ، اى محبوب ازلى در آينهء ضمير عارف پديدار شد ، او از شدت شادى و نور معرفت و سرور و شادى تصور كرد كه به مقام جمع و قرب رسيده و دلش جلوه معشوق گشته است ) ( جمال و چهرهء تو در آينه هستى جلوه‌اى نمود و از آن تجلى اين همه نقش گوناگون در آينه گمان بوجود آمد و هركس از آن جلوه به گونه‌اى تفسير كرد ) ( صورتهاى زيبا و عكسهايى كه در آينه دل عارفان ظاهر مىشود در حقيقت پرتوى از جمال ساقى ازلى است كه در جام هستى مىافتد ) . 4 - دنيا را نبايد به خود سخت گرفت ، اين انديشه يك تصور بيش نيست اگر مىخواهى انجام گيرد به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذرى كنيد و سوره مباركه « السبأ » را با حضور قلب و معنى بخوانيد شايد گشايش حاصل شود ، وضع مسافر فرقى نكرده است ، بيمار به حال خود خواهد بود ، موفقيت با صبر و حوصله و تلاش به دست مىآيد .